تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی

تعداد صفحات: 18 فرمت فایل: word کد فایل: 24295
سال: مشخص نشده مقطع: مشخص نشده دسته بندی: ادبیات فارسی
قیمت: ۶,۰۰۰ تومان
دانلود مقاله
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی

    دین، مذهب و زبان ایرانیان

    دین رسمی مردم ایران، اسلام و مذهب رسمی، شیعه ی دوازده امامی است. مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل‌اند. 99/5درصد از مردم ایران مسلمانند و 91درصد آنها شیعه هستند. اقلیت­های مذهبی که در ایران به رسمیت شناخته شده‌اند، عبارتند از: مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان و پیروان سایر ادیان.

    زبان رسمی و خط رایج ایران، فارسی است به جز فارسی، زبان­های دیگری مانند ترکی، کردی،‌ عربی، گیلکی و بلوچی نیز در نقاط مختلف کشور تکلم می‌شود. از زبان­های خارجی رایج در ایران، در درجه­ی اول انگلیسی و سپس عربی و فرانسه کاربرد دارد.

    چگونگی رواج زبان فارسی در ایران

    رواج فرهنگ و زبان فارسی در ایران، امری تصادفی نیست. از همان هنگام مهاجرت اقوام هند و اروپایی به فلات ایران و به ویژه بعد از استقرار امپراتوری پارس در ۲۵۰۰ سال پیش، زبان و فرهنگ پارسی نیروی غالب در این بخش جهان بوده است. در طول این قرن ها بسیاری تبادلات مسالمت آمیز یا قهرآمیز با دیگر تمدن های شرق و غرب صورت گرفته است. برجسته ترین فاتحانی که تاثیرات عمده بر فرهنگ پارسی داشته اند یونانی ها، عرب ها و مغول ها بوده اند. تبادلات انجام شده با رومی ها، عثمانی ها و جوامع مدرن غرب نیز همگی حایز اهمیت بوده است.زبان فارسی در گذار از این مراحل، دستخوش دگرگونی شده است، اما همواره جان به در برده و باز سر بر آورده و ادبیاتی غنی خلق کرده که نفوذ آن در هر سو گسترش یافته است. این فرهنگ متعال، آنگونه که در اشعار شاعرانی همچون فردوسی، حافظ، سعدی و مولوی متجلی است، ریشه های عمیق در جامعه دارد و همچنان نیروی توانمندی است. این فرهنگ در همه اعصار در کنار سایر زبان ها و فرهنگ ها زیسته است که برخی از آنها در ایران حکم رانده اند. برای مثال ایل قاجار که تهران را به عنوان پایتخت خود برگزیدند، ترک زبان بودند.

    با این حال، آنان نیز همچون بسیاری از پیشینیان جذب فرهنگ و زبان فارسی شدند. تنها در دوران معاصر است که ایده تحمیل یک مذهب رسمی و یک زبان رسمی بر غیرفارس ها مطرح شده است. در قرن شانزدهم شاهان صفوی تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران تحمیل کردند و در قرن نوزدهم شاهان پهلوی سایر گروه های قومی را از انتشار کتب و نشریات و نیز آموزش به زبان خود بازداشتند.انکار اجباری تفاوت ها، به این شکل که سیاست فرهنگی رسمی در دوران پهلوی بود، بخشی از روایت ناسیونالیسم به شیوه یک رژیم اقتدار طلب به شمار می رفت. هدف اصلی این سیاست ایجاد یک ملت- کشور متحد در برابر یک امپراتوری چند قومی بود. از این رو به جای هویت های قومی یا مذهبی به تولید و تاکید بر هویت «ملی» می پرداخت.سابقه اندیشه تشکیل ایران به عنوان یک مفهوم سیاسی، به نیمه اول قرن سوم باز می گردد. اما این زمانی است که عنصر اولیه هویت ایرانی را وفاداری به حاکم تشکیل می داد که بعدها جای خود را به وفاداری به مذهب داد (فرای، ۱۹۹۳). شکل جدید هویت ایرانی را در طول نیمه دوم قرن نوزدهم روشنفکران نوگرا پی ریزی کردند که نبرد آنان با استبداد مطلقه سیاسی و مذهبی به انقلاب مشروطه منجر شد (اشرف، ۱۳۷۲). مفهوم هویت ملی که در عصر شاهان پهلوی دستخوش دگرگونی شد، به قبای تنگی بر قامت یک کشور بسیار متنوع بدل شد که مانع تجلی تفاوت ها می شد. پهلوی ها چنین روایتی از یک هویت ملی را لازمه حرکت به سوی تمرکز قدرت و وحدت بخشی به تکثر اقتصادی و سیاسی کشوری می دانستند که چندپارگی فئودالی را پشت سر می نهاد. به این ترتیب، ناسیونالیسم مزبور امکان همزیستی مسالمت آمیز گروه های متنوع قومی و زبانی را در محدوده واحد سیاسی رد می کرد. یکی از تهدیدهای اصلی آخرین پادشاه ایران آن بود که خود را عنصر وحدت بخش گروه های متفاوت تشکیل دهنده ایران قلمداد می کرد و می پنداشت خروج او از صحنه به چند پارگی کشور بر اساس مرزهای قومی می انجامید. در دوران ظهور هویت های ملی که بهترین نمونه آن مبارزه کردها برای خودمختاری و استقلال بود، گرایش گریز از مرکز تهدیدی جدی برای حکومت ایران به شمار می رفت. دولت پس از انقلاب در ابتدا ضدناسیونالیسم مذهبی را جایگزین روایت های ناسیونالیستی و دین ناوابسته پهلوی ها کرد. تاکید شیعی رهبران مذهبی، دخالت آنان در سیاست ایران و فشارهای بین المللی بر ایران به معنای روی آوردن به ناسیونالیسم مذهبی بود، اما بدان گونه که همچون زمان شاه، سنی ها و غیرفارسی زبان ها را از خود بیگانه می ساخت. یکپارچگی و وحدت اجتماعی به جای آنکه به شیوه ای دموکراتیک و از طریق استقرار جامعه ای مدنی و ترویج شهروندی سر برآورد، به شیوه ای اجباری و آمرانه با تکیه بر ملت و مذهب شکل گرفته است، یعنی عواملی که بنا بر تعریف محدود خود بیش از آنکه وحدت بخش باشند تفرقه آمیزند. به همین سبب است که سیاستمداران همواره از تفاوت ها بیمناک هستند. آهنگ سریع گردهم آمدن غریبه ها در شهر تهران و فقدان یک فضای عمومی که ساکنان شهر بتوانند مناسبات اجتماعی جدیدی کشف کنند و شکل دهند، این شهر غریبه ها را همواره در وضعیتی چند پاره و همواره انفجارآمیز نگاه داشته است.
    از این رو به شهر تهران، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، نه به صورت مجموعه ای به هم پیوسته از اجزای متفاوت بلکه به عنوان دیگی جوشان از عناصر متفاوت نگریسته شده است. در نبرد برای کسب منزلت که مشخصه همه اقشار اجتماعی از فقیر تا غنی است، همه از مهاجر بودن گریزانند. در این نزاع، زاده تهران بودن سلاحی ارزشمند در برابر شهرستانی هاست. تاکید بر زبان فارسی و لهجه تهرانی همواره مطرح است. لهجه تهرانی به وسیله ارتباطی معیاری بدل می شود که مهاجران در آرزوی دستیابی به آن هستند. مجابی (۱۳۷۲) توضیح می دهد که چگونه در حول و حوش میادین قدیمی، نظیر میدان توپخانه که «شناخته شده ترین مقصد هر غریبه ای است» و میدان انقلاب که اینک دروازه اصلی ورود به شهر است، می توان مهاجران تازه وارد را مشاهده کرد که به لهجه ها و گویش های متنوع خود سخن می گویند. با این همه، مهاجران تازه وارد به زودی در می یابند که لهجه آنها اسباب تبعیض و محرومیت است. اینان به منظور جبران این امر، لهجه پایتخت نشین ها را آنگونه که از رادیو و تلویزیون و در سینما می شنوند، تمرین می کنند. به گفته مجابی اینان با فراگیری «صدای تقلبی که صدای هیچ کس نیست» از اصل خود فاصله می گیرند. به علاوه ارتباط برقرار شده از طریق صداهای تقلیدی فرو می ریزد، چرا که اینان هیچ تسلطی بر این زبان ندارند. هیچ ارتباط مستقیمی میان مفاهیم پدید آمده و پرورش یافته در زبان های گوناگون و وسایل ارتباط جمعی وجود ندارد. این شکافی است که به بیگانگی و فروپاشی می انجامد.
    در عین حال کوشش هایی به عمل آمده که به این گوناگونی معنا بخشیده و بیشترین بهره را از کثرت گرایی موجود در شهر ببرند، بهترین نمونه این تلاش، ارزیابی خوش بینانه تفاوت ها در فیلم بادکنک سفید است. در هر حال تعداد زیاد مهاجران در این شهر، بسیاری از تهرانی های مستقر و متعلق به طبقه متوسط را می ترساند که به این غریبه ها به دیده منشا شر می نگرند. ترس از نابسامانی و از دست دادن هویت، موضوعی است که در بحث های امروزی مرتبا تکرار می شود. (اصلانی، ؛۱۳۷۱ دانشور، ۱۳۷۳). مرتبا می شنویم که شهر فاقد هویت است و قربانی چندگونگی فرهنگ هایی است که در این شهر با یکدیگر تلاقی می کنند (موسوی، ۱۳۷۱). مهاجران را سرزنش می کنند که به دلیل ناآشنایی با آنچه فرهنگ شهری خوانده می شود، شهر را به روستای بزرگی بدل کرده اند. (بولتن شماره ۳، مرداد ۱۳۷۱، صفحات ۷ تا ۱۰). از نظر برخی، این شهر نه سکونتگاهی انسانی بلکه غده ای سرطانی است که سرانجام مرگی دردناک را موجب خواهد شد. (تیموری، ۱۳۷۱). پیکار شهرداری برای ساخت کتابخانه های عمومی و فرهنگسراها تا حدی به قصد ارتقای سطح فرهنگ شهری، از طریق ایجاد امکانات فرهنگی، ورزشی و فراغتی برای جمعیت جوان شهری صورت می گیرد (اردلان، ۱۳۷۴). وحدت و یکپارچگی اجتماعی در غیاب سایر مجاری معاشرت به غیر از خانواده و خویشاوندی، نیازمند چنین حمایت هایی است. با این حال، ایجاد این مراکز به هیچ وجه خالی از مناقشه نیست، چرا که این مراکز در رقابت با کانون های سنتی تری نظیر مساجد و مراکز بسیج قرار می گیرند. نخبه گرایی گروه های فرادست اجتماعی که به تازه واردان از موضع بالا می نگرند و آرزوی تربیت کردن آنها را در سر می پرورانند، نشانه و علت تفرقه های عمیق تر و ریشه دارتر است.

    مذهب و زبان فارسی ریشه های فرهنگ ایرانی

    فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. عوامل اصلی شکل گرفتن فرهنگ ایران را می‌توان در امپراتوری پارس‌ها (هخامنشیان)، دوران ساسانیان، سلطه اعراب، حملات مغول و دوران صفوی جستجو کرد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه و پاکستان همگی کم یا زیاد گوشه‌ای از فرهنگ ایران را به ارث برده‌اند. حتی سرود ملی پاکستان به زبان پارسی است.

    در مجموع می‌توان عناصر فرهنگ ایرانی را که فراتر از مرزهای جمهوری اسلامی ایران است را به اختصار چنین برشمرد: ۱- زبان پارسی که از شاخصه‌های اصلی فرهنگ ایرانی است. ۲- اعیاد ملی از جمله نوروز و شب یلدا و تقویم هجری شمسی ۳-مذهب تشیع و شاخه‌های مختلف آن ۴- دین‌ها و آیین‌های زرتشتی، مهرپرستی و بهائی ۵- هنر ایرانی (ادبیات و شعر پارسی، معماری ایرانی و غذای ایرانی)، ۶-فرهنگهای کردی وآذربایجانی

    نگاهی بر زبان فارسی

    زبان پارسی (دری، پشتو و تاجیک):فارسی، پارسی، یا فارسی دری (در برخی متون قدیم: پارسی دری) زبان رسمی کشور ایران و تاجکستان و یکی از زبان‌های رسمی کشور افغانستان است. در ایران نزدیک به ۷۰ میلیون، در افغانستان ۲۰ میلیون، در تاجیکستان ۵ میلیون، و در ازبکستان پیرامون ۷ میلیون نفر سخنور دارد. زبان فارسی گویش‌ورانی نیز در هندوستان و پاکستان دارد (نگا:زبان فارسی در شبه قاره هندوستان). رویهمرفته می‌توان شمار فارسی‌دانان جهان را پیرامون ۱۱۰ میلیون نفر برآورد کرد. با وجود اینکه فارسی در حال حاضر زبان رسمی پاکستان نیست. ولی قبل از استعمار انگلیس .زبان رسمی و فرهنگی شبه‌قاره هند در زمان امپراطوری مغول بوده‌است. زبان رسمی کنونی پاکستان، اردو، (که در واقع «اسلامی‌شده» زبان هندی است) به شدت تحت‌ تاثیر فارسی بوده‌است و واژه‌های فارسی بسیار زیادی در آن موجود می‌باشد. اکنون نیز به عنوان یک زبان فاخر در بین نخبگان به خصوص در زمینه هنر و موسیقی (موسیقی قوالی) رواج دارد. به خاطر تاثیر بسیار زیاد زبان فارسی در پاکستان، بنیان‌گذاران پاکستان تصمیم گرفتند که سرود ملی کاملا به زبان فارسی سروده شود. در زبان فارسی به خط فارسی حدود ۳۲ حرف اصلی وجود دارد که به مجموع آنها الفبای فارسی گفته می‌شود.

    اسلام و مذهب تشیع و شاخه‌های مختلف آن

     اکثریت ایرانیان بعد از حمله اعراب در طول زمان به آیین اسلام گرویدند و مسلمان شدند. مسلمانان بر این باورند که خدا مستقیماً بر بسیاری از پیامبران وحی فرستاده و محمد آخرین آنها است. نزدیک به ۸۹٪ ایرانیان شیعه می‌باشند. شیعیان علاوه بر سه اصل دین توحید، نبوت و معاد به دو اصل دیگر یعنی عدل و امامت نیز باور دارند.[۷] در حالی که مذهب شیعه دسته کم از قرن دوم هجری با این نام به معنای پیرو شناخته شده بود و در زمان امام ششم شیعیان رشد قابل ملاحظه‌ای داشت، ولی گسترش و ظهور شیعه دوازده امامه به سبک فعلی از زمان حکومت صفوی در ایران انجام شد که شیعه را مذهب رسمی ایران اعلام نمودند و از تشیع به عنوان ابزاری برای وحدت ملی استفاده نمودند. این مساله که ایرانیان به طور تاریخی به اینکه پادشاهان باید فر شاهنشهی داشته باشند و خون شاهنشهی باید در رگ هایشان جاری باشد اعتقاد داشته‌اند [۳]، در نزدیک شدن فرهنگ شیعه و ایرانی بسیار موثر بوده‌است. به دلیل گسترش تشیع و شکل گیری فعلی آن در زمان پادشاهان صفوی و توسط ایرانیان، فرهنگ ایرانی و شیعه اشتراکات فراوانی دارد.

    آیا براستی زبان فارسی رمز هویت ملی ایرانیان است ؟

    مسأله وفاق ملی ایرانیان بدون تردید دغدغه خاطر همه دوستداران این مرز و بوم را تشکیل می‌دهد. دیری است که این بحث در بین روشنفکران جامعه جریان دارد که ارکان وحدت ملت ایران چه بوده است و چه باید باشد. برخی‌ها زبان فارسی را رمز هویت ملی ایران تعریف کرده، بعضی نیز دین و سرزمین را وجهه مشترک و عامل پیوند دهنده اقوام مختلف ایرانی شناخته‌اند. برای کند و کاو پیرامون این مسأله حیاتی، به همت فصلنامه وارلیق، پیک آذر و هفته‌نامه شمس تبریز نظر آقای دکتر جواد هیئت (جراح و محقق زبان و ادبیات ترکی)، را مطرح می کنیم.

    دکتر هیئت: قبل از هر چیز باید عرض کنم که خواسته‌های ما که بر واقعیات عینی تکیه دارد، در چهارچوب وطن عزیز ما ایران و قانون اساسی جمهوری اسلامی است. ما با پان از هرگونه که باشد، مخالفیم. ما نژادپرستی و ملی‌گرایی افراطی را محکوم می‌کنیم، چرا که ما انسانیم، ایرانی هستیم و مسلمان و همه ما در این سه فضیلت خدادادی مشترکیم، اگرچه عده ای از ما فارس، عده دیگری ترک، کرد، عرب یا اقوام دیگر هستیم و زبانمان متفاوت است، اما هیچکدام از اینها در انسانیت، ایرانیت، و اسلامیت ما تأثیری ندارد. ما ایرانی را مجموع مردمانی می‌دانیم که خودشان و اجدادشان در این سرزمین زندگی کرده، در غم و شادی و تاریخ این سرزمین سهیم بوده و مقدراتشان را با مقدرات این کشور عجین نموده‌اند. بنابر این ما ایران را یک مفهوم جغرافیائی و سرزمین خود و اجدادمان می‌دانیم و برای آن مفهوم نژادی و آریائی و یا غیر آریائی قائل نیستیم. در مورد تعریف نژاد باید بگویم که نژاد مجموعه ویژگی‌های مورفولوژیک و ظاهری است مانند رنگ پوست، موی سر، شکل بینی، ابرو و لبها و گونه‌ها و جمجمه. در تمام دنیا سه نوع نژاد یعنی سفید، سیاه و زرد وجود دارد و اغلب مردم دنیا مخلوطی از این نژادها هستند. مردم ایران هم از نژاد سفید هستند، البته نه بطور خالص. از نظر من نژادی بنام آریائی وجود ندارد. آریائی و یا هند و اروپائی یک مفهوم لینگوئیستیک یا یک مفهوم زبانی است و به گروه زبان‌های اطلاق می‌شود که تحلیلی هستند، یعنی ریشه کلمات در موقع صرف تغییر می‌کند.

  • فهرست و منابع تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی

    فهرست:

    دین، مذهب و زبان ایرانیان

    چگونگی رواج زبان فارسی در ایران

    مذهب و زبان فارسی ریشه های فرهنگ ایرانی

    نگاهی بر زبان فارسی

    اسلام و مذهب تشیع و شاخه‌های مختلف آن

    آیا براستی زبان فارسی رمز هویت ملی ایرانیان است؟

    منبع:

     

    www.savukbulag.com

     

    www.iranianeghadim.com

تحقیق در مورد تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی, مقاله در مورد تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی, تحقیق دانشجویی در مورد تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی, مقاله دانشجویی در مورد تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی, تحقیق درباره تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی, مقاله درباره تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی, تحقیقات دانش آموزی در مورد تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی, مقالات دانش آموزی در مورد تحقیق مقاله مذهب رسمی و زبان فارسی
ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت