تحقیق مقاله علم و تکنولوژی

مشخص نشده
مشخص نشده
14
مشخص نشده
63 KB
21186
قیمت قدیم:۶,۰۰۰ تومان
قیمت: ۵,۰۰۰ تومان
دانلود مقاله
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه تحقیق مقاله علم و تکنولوژی

    پیدایش علم

     

    علم یک واژه عربی است که از ریشه علم به معنی آموزش مشتق شده است. در اصطلاح عامیانه ، این کلمه در مورد هر نوع آگاهی که فرد در مورد محیط و مسایل پیرامون خود کسب می کند، اطلاق می گردد. و لذا هرچه میزان آگاهی و معلومات او بیشتر باشد، او را عالمتر می دانند. به همین علت در قدیم به افرادی که در زمینه علوم مذهبی و قرآنی به درجات بالاتری نائل می شدند، علامه می گفتند. مانند علامه امینی که آثار بسیار گرانبهایی از وی بر جای مانده است.
     
    پیدایش علم
     
    آدمی تمایل دارد که هرچه را ممکن است بداند و بفهمد، زیرا کنجکاو زاده شده است. کنجکاوی انسان از کنجکاوی هر موجود زنده دیگر کاملتر و پایدارتر است. رضایت آدمی در فرو نشاندن این کنجکاوی ، همراه با توانایی او در به خاطر آوردن ، استدلال کردن و ارتباط دادن ، به پیدایش فرهنگ کامل ، و از جمله علم منجر شده است. بنابراین می توان گفت که از همان زمانی که انسان ، پای به این جهان گذاشته است، علم نیز به وجود آمده و با رشد فکری بشر ، علم تکامل یافته است.
     
    برداشت غلط از علم!
     
    معلومات انسان ، وقتی که در مسایل روزانه به کار روند، می توانند در لباسی که فرد میپوشد، خانه ای که در آن زندگی می کند، تاثیر کنند. روشهای مسافرت ، تفریحات ، آموزش و پرورش ، اعتقادات مذهبی ، قضاوتهای اخلاقی و حتی بقای ملی انسان به این معلومات بستگی دارد. اما باید توجه داشته باشیم که وظیفه خود علم به وجود آوردن کاربردهای آن نیست. علم مشتمل بر اصول و قوانین است. پزشکی و روشهای آن مرغوب کردن دانه های نباتی ، تلفن ، رادیو ، موشکها ، هواپیماها و بطور خلاصه چیزهایی که مستقل از این اصول و قوانین تکمیل می شوند، علم نیستند، بلکه محصولات مهندسی یا انقلاب تکنولوژیک هستند.
     
    البته منظور آن نیست که گفته شود کاربردهای علم اهمیتی ندارند. واقع امر آن است که این کاربردها دنیای ما را عمیقاً تغییر دادهاند، بطوری که در بسیاری از موارد نمی توان بدون آنها زندگی خود را ، آن گونه که امروزه می گذرانیم، ادامه دهیم. علم و انقلاب تکنولوژیک هردو بخش بزرگی از کوشش های فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی ملتها را در بر گرفته است، بطوریکه درک نکردن هر یک از آنها می تواند پیامدهای خنده آور یا حتی خطرناک به دنبال داشته باشد. اما برای بسیاری از مردم تفاوت میان هدف های علم و انقلاب تکنولوژیک روشن نیست.

     

     
     

     

    کنجکاوی ، تنها عامل ایجاد علم
     
    کنجکاوی ، یعنی میل شدید به دانستن ، از ویژگیهای ماده مرده نیست. همچنین از ویژگیهای انواع جاندارانی نیست که به زحمت می توانیم آنها را از موجودات زنده بپنداریم. بعنوان مثال ، درخت ، نمی تواند به محیط اطراف خود کنجکاوی نشان بدهد. اما از آغاز پیدایش حیات ، در بعضی از جانداران حرکت مستقل پیدا شد. به این ترتیب ، پیشرفت بزرگی برای در دست گرفتن محیط اطراف پدید آمد. جاندار متحرک دیگر لازم نبود که به انتظار غذا باشد، بلکه خود به دنبال آن می رفت. و این بدان معنی است که ماجرایی تازه در جهان آغاز شد و آن کنجکاوی بود.
     
    انسان یک مافوق میمون است!
     
    ممکن است لحظه ای پیش آید که جاندار از غذا سیر باشد و در همان لحظه خطری او را تهدید نکند. در این حالت جاندار یا مانند صدف به حالت بیحسی می رسد و یا مانند موجودات عالیتر ، غریزه ای قوی برای کشف محیط اطراف خود نشان دهد. این حالت را میتوان کنجکاوی بیهوده نام نهاد. که معمولا هوش را از روی آن داوری میکنند. سگ ، لحظه ای فراغت ، هر چیزی را بیهوده بو می کند و گوش هایش را به طرف صداهایی که ما نمی شنویم بر می گرداند.
     
    به همین علت است که ما سگ را از گربه ، که در لحظه های فراغت به تیمار خود می پردازد یا به آرامی دراز می کشد و می خوابد ، باهوشتر می دانیم. هر چه مغز پیشرفته تر می باشد، کشش برای کشف ، افزونتر می شود. میمون از نظر کنجکاوی نمونه بارزی است. و لذا از این جهت و بسیار جهات دیگر می گویند که ، آدمی یک مافوق میمون است.
     
    دلیل تقسیم علم به شاخه های مختلف
     
    اگر بگوییم که علم و آدمی همیشه شادمانه باهم زیسته اند، کلام درستی است. ولی حقیقت امر این است که هر دو فقط در آغاز کار با دشواری روبه رو بودند. تا زمانی که علم قیاس باقی مانده بود، فلسفه طبیعی می توانست جزیی از فرهنگ عمومی هر تحصیلکرده باشد. ولی علم استقرایی کاری عظیم بود که به مشاهده و یادگیری و تحلیل نیاز داشت، و دیگر بازی آماتورها نبود. پیچیدگی علم در هر دهه افزونتر می شد. در طول قرون بعد از نیوتن هنوز ممکن بود که شخصی با استعداد بتواند از همه فرضیه های علمی آگاهی پیدا کند، اما در سال 1800 این کار غیر علمی بود.
     
    با گذشت زمان معلوم شد که اگر دانشمندی بخواهد در زمینهای مطالعات مشروح ، انجام دهد، باید بیش از پیش خود را به بخشی از آن زمینه محدود کند. گسترش علم تخصص را ایجاب می کرد. با هر نفس دانشمند ، تخصص عمیق تر می شد. و لذا این مسئله باعث شد تا علم رفته رفته به شاخهای مختلف تقسیم گردد. بطوریکه با گسترش علم این شاخه را نیز گسترده تر می کردند.
     
    عواقب ناخوشایند علم
     
    در دهه 1960 ، احساس قوی دشمنی آشکار نسبت به علم در میان مردم و حتی تحصیلکرده های دانشگاهی پیدا شد. جامعه صنعتی ما مبتنی بر کشفیات علمی در قرون اخیر است و اکنون از عواقب جنبی نادلخواه موفقیت های آن به ستوه آمده است. فنون پیشرفته پزشکی افزایش بی رویه جمعیت را به دنبال آورده است.
     
    صنایع شیمیایی و موتورهای درونسوز آب و هوای ما را آلوده کرده اند «آلودگی آب و هوا). نیاز روز افزون به مواد جدید انرژی شبب ویرانی و تهی شدن پوسته زمین شده است. تولید انواع سلاحهای مرگبار و بمب های اتمی بعنوان یک عامل اساسی ، حیات انسان را تهدید می کند. اما نباید تمام این گناهان را به گردن علم و دانشمندان بیندازیم. بلکه این مسایل علل مختلفی مانند استفاده نابجا و نادرست از علم دارد.

     

    فلسفه علم

     

     

    بخش الف)

    تصور این امر که تکنولوژی بدون علوم نوین تجربی بتواند پبدایش و ادامه حیات داشته باشد کار مشکلی است. به محض آنکه ما در باره  پیشرفت تکنولوژی می اندیشیم علاوه بر صنایع و کارخانه های پیشرفته ی تولیدگر محصولات تکنولوژیک به یاد آزمایشگاههای بسیار مجهز و دقیق و پژوهشگرانی ورزیده و کارآزموده و انبوه محاسبات و نظریات پیشرفته علمی می افتیم که موجبات امکان وجود و توسعه تکنولوژی را فراهم آورده است.

    با اینهمه جدا کردن تکنولوژی و علم (science) و ارائه ی تعریفی مانع از هرکدام از آنها -که در عین حال بیانگر رابطه متقابل آنها نیز باشد- کاری دشوار است. نخستین تفاوت بارز در میان این دو مفهوم، عملی بودن تکنولوژی و نظری بودن علم است. آنچنان که پیت تکنولوژی را «Humanity at Work» تعریف کرده اما برای تعریف علم آنچنانکه در فلسفه علم استاندارد دیده میشود، در صدد توصیف «گزاره علمی» و یا «نظریه علمی» هستند و این به خوبی بیانگر همان تفاوت پیش گفته میان مفهوم علم و تکنولوژی است. در ترجمه «Humanity at Work» میتوان «انسانیت در مقام کار» را قرار داد و مقصود از کار «عمل مفید» است؛ لکن به نظر میرسد وقتی روی وجه عملی تکنولوژی به این صورت تاکید میشود، تفاوتهای تکنولوژی با صنعت مورد غفلت واقع شده است در حالیکه تکنولوژی را تنها از باب مسامحه میتوان عمل و به بیان دقیقتر کار دانست. در بیانی بهتر آنچنانکه که از ظاهر آن پیداست تکنولوژی (Techno/logy) «علمی است که به گسترش توانایی در انجام عملِ مفید منجر میشود»؛ اما به نظر میرسد که گستره  توانایی انسان به خودی خود ثابت است زیرا یک فرد انسان در یک وضع کاملا معلوم (یعنی با شرایط خاصی که در یک لحظه در جهان حاکم است) یا میتواند با سلسله ای از عملها تغییری ویژه را در جهان اعمال کند و یا نمیتواند. تنها مسئله اینست که وی از این توانایی و چگونگی آن مطلع باشد. باید تصحیح دیگری در تعریف فوق انجام شود. ما تنها میتوانیم امکانات عمل خود را بشناسیم و  نه آنکه آنرا گسترش دهیم. پس بایستی گفت «تکنولوژی شناسایی چگونگی انجام عمل مفید با توجه به امکانات انجام عمل است.»

    در این تعریف آنچه مورد توجه ماست کلمه شناسایی است. از اینجا این امر قابل پیگری است که اگر این شناسایی به صورت گزاره یا گزاره هایی بیان شود (این گزاره را گزاره تکنولوژیک مینامیم) آنگاه آیا خصوصیات ویژه ای خواهد داشت؟  برای پاسخ به این پرسش باید به بررسی چیستی انجام عمل بپردازیم.عمل عبارتست از «اعمال تغییر در جهان». بدیهی است که در سرتاسر این مقال جهان را به جهان فیزیکی محدود کرده ایم. در نتیجه تغییر دادن رنگ یک مکعب که در خیال خود آنرا تصور کرده ایم عمل نخواهد بود.به واسطه در نظر آوردن فاعل عمل دو گونه اعمال تغییر در جهان قال تشخیص است:

    1-       عمل بلا واسطه: اعمال تغییری در جهان که فاعل عمل بلاواسطه آنرا انجام میدهد. مثل اینکه دست خود را تکان میدهد.

    2-       عمل باواسطه: اعمال تغییری در جهان که در پی انجام عمل بلاواسطه توسط فاعل به وقوع پیوسته است. مثل تکان دادن یک شیء به وسیله انجام عمل بلاواسطه تکان دادن دست.

    چند نکته از تامل در این مطلب به دست می آید:

    اولا عمل بلاواسطه انسان تنها و تنها اعمال تغییر درمکان است. ما توانایی آنرا نداریم که بلاواسطه بر تغییر رنگ چیزی اقدام کنیم یا صدایی را کم نماییم یا زیر و بم بودن آنرا تغییر دهیم یا مزه چیزی را عوض کنیم. فعل بلاواسطه ما به اعمال تغییر مکان برخی اجزاء و یا کل جسممان محدود است.

    ثانیا با توجه به محدودیت مذکور ما در اعمال تغییراتی که مورد خواست ماست و مثلا برای ما مفید است خود را بر روی سلسله تغییراتی که از پس عمل ما می آید متمرکز میکنیم. درست در همین جاست که ما به قوانینی که بر این تغییرات حاکم است نیاز داریم. مثلا نیاز داریم بدانیم که هر گاه تغییر A رخ دهد در پی آن حتما B  رخ میدهد. در همین نقطه است که نقش علوم تجربی نوین در تکنولوژی مشخص میشود.

    بخش ب)

     حالا به تعاریفی که در فلسفه علم برای علم انجام شده نگاهی بیندازیم. در اندیشه حلقه وین گزاره ای علمی است که معنی دار باشد. معیار معناداری در این اندیشه به صورت عام آزمون پذیری علی الاصول و به طور خاص تحقیق پذیری علی الاصول است. یعنی گزاره ای معنادار است اگر و تنها اگر علی الاصول(یعنی بدون توجه به محدودیتهای عملی) قابل تحقیق و آزمون باشد. این نه تنها معیار معناداری گزاره در این نوع نگاه است بلکه محتوای آن نیز هست. به عبارتی معنای یک گزاره چیزی بیشتر از عمل آزمودن آن نیست. معنای «هر دو جرمی یکدیگر را میربایند» چیزی بیش از عمل آزمودن آن نیست.یعنی قرار دادن دو جرم در کنار یکدیگر و مشاهده حرکت آنها به سوی هم.

    با این تعبیر علم تجربی کاملا معطوف به تکنولوژی خواهد بود. تنها تفاوت قابل ذکر میان این دو آن است که علم سلسله تغییرات را فارغ از فاعل انسانی آن بررسی میکند. اما اگر قید علی الاصول آزمون پذیر را در نظر آوریم میتوان گفت که گزاره های علمی اگر علی الاصول آزمون پذیرند آنگاه علی الاصول تکنولوژیک نیز هستند. این قضیه وقتی پررنگ تر میشود که به تاکیدات صریح در آثار اعضای حلقه وین در اینباره توجه نماییم. آنها در بیان دلیل انتخاب چنین معیاری برای معناداری (و در نتیجه علمی بودن) صریحا مفید بودن چنین معیاری را پیش میکشند. اساسا فلسفه علم استاندارد چنین عملگرایی را با خود یدک میکشد. تاکید بر توانایی پیشبینی نیز تاکید بر همین امر است. البته این تاکید نتیجه آزمون پذیری بوده و منفک از آن نیست. زیرا میدانیم که آزمون عبارتست از قیاس پیشبینی نظریه با مشاهده.

     صریحترین بیانات در تکنولوژیک بودن گزاره های علم را باید در اندیشه پاپر جستجو کرد. او برخلاف حلقه وین برتری گزاره های علمی نسبت به انواع دیگر را نه در معناداری آنها  و بی معنا بودن دیگر گزاره ها بلکه در کارآمدی آنها میداند. وی دو بیان دارد که برای بحث ما بسیار مهم است: اولا «گزاره ای علمی است که ابطالپذیر باشد» و میدانیم که ابطالپذیری مانند تحقیق پذیری حالت خاصی از آزمون پذیری است. ثانیا «برتری علم بر دیگر دانایی ها در کار آمد بودن آن است». نتیجه مهم و بلافصل این دوگفته این است که ابطالپذیری (آزمون پذیری) همان مفید بودن است و این موید همان تحلیلی است که پیش از این ارایه شد. به نظر نمیرسد که فلسفه علم استاندارد در توصیفی که از علم داشته به کلی بر خطا باشد. به عبارتی به نظر میرسد که حیثیت اساسی علم تجربی نوین همانا مفید بودن آن است. به عبارتی گزاره علمی همان گزاره تکنولوژیک خواهد بود.

  • فهرست و منابع تحقیق مقاله علم و تکنولوژی

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

کلمات کلیدی:  N/A
تحقیق در مورد تحقیق مقاله علم و تکنولوژی, مقاله در مورد تحقیق مقاله علم و تکنولوژی, تحقیق دانشجویی در مورد تحقیق مقاله علم و تکنولوژی, مقاله دانشجویی در مورد تحقیق مقاله علم و تکنولوژی, تحقیق درباره تحقیق مقاله علم و تکنولوژی, مقاله درباره تحقیق مقاله علم و تکنولوژی, تحقیقات دانش آموزی در مورد تحقیق مقاله علم و تکنولوژی, مقالات دانش آموزی در مورد تحقیق مقاله علم و تکنولوژی

دریافت لینک دانلود به صورت خودکار بلافاصله پس از پرداخت

امکان پرداخت آنلاین از طریق کلیه کارت های عضو شتاب

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول