تحقیق مقاله افعال ناقصه

مشخص نشده
مشخص نشده
14
مشخص نشده
74 KB
23492
قیمت قدیم:۶,۰۰۰ تومان
قیمت: ۵,۰۰۰ تومان
دانلود مقاله
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه تحقیق مقاله افعال ناقصه

    افعال ناقصه و چگونگی عمل به آنها

    واژه «اصبح» که از افعال ناقصه به شمار می‏رود، با مشتقات آن، در موارد متعددی از قرآن کریم به کار رفته است و مترجمان و مفسران آن را به گونه‏های مختلف ترجمه و تفسیر کرده‏اند. این اختلاف نظر سبب شده است که چهره مسئله تا حدودی ناشناخته بماند و برخی مترجمان در ترجمه این واژه دچار تحیّر شوند و گاه معنای خاصی را برای آن در نظر بگیرند و جز آن را رمی به خطا کنند. برای روشن شدن این مسئله، نگارنده بر آن است که درباره این واژه بررسی کوتاهی انجام دهد، و با استناد به کتب لغت، نحو، اعراب و تفسیر، حقیقت را تا آن جا که در فرصت مقاله می‏گنجد روشن سازد.

    در این جا، نخست باید افعال ناقصه و چگونگی عمل آنها را یادآور شویم، آن گاه موارد کاربرد «اصبح» و مشتقات آن در قرآن را پی‏گیری کنیم، سپس معنای این واژه را از دیدگاه لغت‏شناسان و ادیبان بررسی نماییم و در پایان، نظری نیز بر تفاسیر بیفکنیم و ببینیم مفسران این واژه را چگونه تفسیر کرده‏اند. اینک به ترتیب، به توضیح مباحث فوق می‏پردازیم.

    در کتب نحوی، افعال ناقصه بر دو بخش تقسیم شده‏اند:

    1. کان و اخوات آن. این مجموعه عبارتند از: کان، أمسی، أصبح، أضحی، ظلّ، بات، صار، لیس، مازال، ما انفکّ، ما فتی، ما برح و مادام.

    2. کاد و اخوات آن. این مجموعه نیز عبارتند از: کاد، أوشک، کرب، عسی، حری، اخلولق، أنشأ، علق، صفق، أخذ، هبّ، بدأ، ابتدأ، جعل، قام و انبری. همچنین نحویان از میان افعال بخش دوم، سه فعل اول (کاد، أوشک و کرب) را افعال مقاربه، و سه فعل بعد (عسی، حری و اخلولق) را افعال رجاء، و بقیه را افعال شروع نامیده‏اند، که در مجموع به همه این افعال، از باب تغلیب، افعال مقاربه می‏گویند.

    این دو دسته از افعال ناقصه در عمل یکسانند؛ یعنی بر سر مبتدا و خبر درمی‏آیند و مبتدا را به عنوان اسم خود مرفوع، و خبر را به عنوان خبر خود منصوب می‏کنند.1

    آنچه در این جا مورد بحث قرار می‏گیرد، بخش اول از افعال ناقصه است، و محور بحث را نیز افعالی چون «اصبح» و «امسی» و مشتقات آنها تشکیل می‏دهند. بدیهی است که با روشن شدن مسئله در مورد این دو فعل، حکم بقیه افعال نیز روشن خواهد شد.

    «اصبح» و مشتقات آن در قرآن

    «اصبح» و مشتقات آن در قرآن، به ترتیبی که در المعجم المفهرس2 آمده به قرار زیر است:

    أَصْبَحَ: مائده، 30، 31؛ کهف، 42، 45؛ قصص، 10، 18، 82؛ ملک، 30.

    أَصْبَحَت: قلم، 20.

    أَصْبَحْتُم: آل عمران، 103؛ فصّلت، 23.

    أَصْبَحُوا: مائده، 53، 102؛ اعراف، 78، 91؛ هود، 67، 94؛ شعراء، 157؛ عنکبوت، 37؛ احقاف، 25؛ صف، 14.

    تُصْبِحُ: کهف، 40؛ حج، 63.

    تُصْبِحُوا: حجرات، 6.

    تُصْبِحُون: روم، 17.

    یُصْبِحُ: کهف، 41.

    لَیُصْبِحُنَّ: مؤمنون، 40.

    یُصْبِحُوا: مائده، 52.

    مُصْبِحین: حجر، 66، 83؛ صافّات، 137؛ قلم، 17، 21.

    ذکر این نکته لازم است که چون موارد فوق همه از باب «اِفعال»اند، بحث کنونی شامل آنها خواهد بود؛ امّا ساختارهایی مانند: صُبْح، صَبَّحَ، صَباحْ و اِصْباحْ که در مواردی از قرآن کریم به کار رفته‏اند و از افعال ناقصه به شمار نمی‏آیند از موضوع بحث خارج‏اند.3

     

     

    «اصبح» از نگاه لغت

    در لسان العرب آمده است:

    «... واَصْبَحَ القومُ: دخلوا فی الصّباح، کما یقال: اَمْسَوْا، دخلوا فی المساء... وفی التنزیل: واِنّکم لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِم مُصْبِحِین وَبِاللَّیْل؛ وقال سیبویه: اصبحنا وامسینا، ای صرنا فی حین ذاک... و اصبح فلان عالما، ای صار...».4

    در اقرب الموارد می‏خوانیم:

    «اصبح الرّجل: دخل فی الصّباح، «فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَه ُ مُصْبِحِینَ» ای: وهم داخلون فی الصّباح... و أصبح فلان عالما، ای صار...».5

    و در معجم متن اللغه آمده است:

    «اصبح: دخل فی الصَّباح: دنا وقت دخوله فی الصَّباح... واصبح فلان کذا: بمعنی صار...».6

    در لغت‏نامه‏های دیگر نیز «اصبح» با همین مفاهیم آمده است، که از مجموع آنها این نتیجه به دست می‏آید که کاربرد «اصبح» دو گونه است؛ گاه به صورت تامّه است، بدین معنی که فعل تنها به فاعل خود اکتفا می‏کند؛ مانند «اصبح القوم» که در این صورت فعل دلالت بر زمان دارد، از این رو اهل لغت «اصبح القوم» را به «دخلوا فی الصّباح» معنی کرده‏اند؛ و گاه به صورت ناقصه است که هم اسم دارد و هم خبر، مانند «اصبح فلان عالما» که در این صورت اهل لغت آن را به معنای «صار» گرفته‏اند. البته آنچه در این جا به عنوان نتیجه بحث لغوی مطرح شد، تمام نتیجه نیست و باید با پی‏گیری مباحث نحوی و تفسیری به نتیجه روشن‏تری دست‏یافت. اینک به بررسی مسئله از دیدگاه برخی از متخصّصان علم نحو می‏پردازیم.

    تحلیلی از دانشمندان علم نحو

    زمخشری که از پیشگامان این گروه به شمار می‏رود، در کتاب المفصّل، در فصلی تحت عنوان «اصبح و نظایر آن» می‏نویسد:

    «اصبح و امسی و اضحی به سه معنی آمده است:

    1. آن که مضمون جمله، مقرون به یکی از این سه زمان، یعنی صبح و شام و ظهر باشد؛ چنان که در «کان» گذشت.

    2. آن که به معنای ورود در این زمان‏ها باشد، مانند «اَظْهَرَ» و «اَعْتَمَ»، که در این صورت افعال نامبرده به صورت تامّه به کار می‏روند و تنها به اسم مرفوع اکتفا می‏کنند...

    3. آن که به معنای «صار» باشد، مانند: اصبح زید غنیّا وامسی امیرا...».7

    غلایینی، زیر عنوان «معانی کان و اخوات آن» آورده است:

    «معنای «کان» اتصاف مسند الیه به مسند در زمان گذشته است، و گاه در صورت وجود قرینه، بیانگر اتصاف مزبور به طور دایم است؛ چنان که در آیه شریفه «وکان اللّه‏ علیما حکیما» بدین معنی است که خدا همواره دانا و فرزانه است. و معنای «امسی» اتصاف مسند الیه به مسند در شام، و معنای «اصبح» اتصاف مسند الیه به مسند در صبح است...».8

    وی پس از آن که معنای اصلی بقیّه افعال ناقصه را نیز بیان می‏کند، در پایانِ بحث از معانی می‏افزاید:

    «کان و امسی و اصبح و اضحی و ظلّ و بات، گاه به معنای «صار» به کار می‏روند؛ البته این در صورتی است که قرینه‏ای داشته باشیم بر این که مقصود متکلم اتصاف مسند الیه به مسند در وقت خاص این افعال نیست. از این قبیل است آیه «فَکَانَ مِنَ المُغْرَقِین» [هود، 43] یعنی «صار»، و نیز آیه «فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إخْوَانا» [آل عمران، 103] یعنی «صِرْتُمْ»، و آیه «فَظَلَّتْ اَعْنَاقُهُم لَهَا خَاضِعِین» [شعراء، 4 [یعنی «صارت»، و آیه «ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّا» [نحل، 58] یعنی «صار».».9

    در کتاب النحو الوافی درباره «اصبح» چنین آمده است:

    «اَصْبَحَ با دو معمول خود بر این معنی دلالت دارد که اسم آن، در زمان خاصی که با صیغه فعل تناسب دارد، به معنای خبر آن متصف است، مانند، «اصبح السّاهر متعبا» [یعنی: آن بیدار مانده در شب، با حالت خستگی به صبح درآمد]. «اصبح» به طور فراوان به معنای «صار» به کار می‏رود و طبق شرایط «صار» عمل می‏کند، مانند: «اصبح النّفط دعامه الصّناعه » [یعنی: نفت، زیربنای صنعت شده است]. روشن است که «اصبح» در این مثال و نظایر آن، بدان سبب به معنای «صار» آمده است که مقصودِ گوینده منحصر به زمان صبح نیست، بلکه مقصود این است که موضوع از حالت گذشته خود به حالتی جدید که اختصاص به صبح ندارد درآمده است. 

  • فهرست و منابع تحقیق مقاله افعال ناقصه

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

     

    استاد محمدتقی مصباح، مجله معرفت.

    1. رک: مصطفی الغلایینی، جامع الدروس العربیه ، چاپ چهاردهم، المکتبه العصریه ، صیدا، بیروت، 1400ق، ج 2، صص 276-290.

    2. محمد فؤاد عبدالباقی، الأفعال ناقصه لألفاظ القرآن الکریم، نشر پرتو، تهران، بی‏تا، مادّه «صبح».

    4. ابن منظور، لسان العرب، چاپ اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1408ق، ج 7، واژه «صبح».

    5. سعید الخوری الشرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیه والشوارد، ج 1، همان واژه.

    6. الشیخ احمد رضا، معجم متن اللغه ، دار مکتبه الحیاه ، بیروت، ج 3، همان واژه.

    7. ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشری، المفصل فی علم اللغه ، چاپ اول، دار احیاء العلوم، بیروت، 1410ق، ص 317-318.

    8. مصطفی الغلایینی، جامع الدروس العربیه ، ج 2، ص 276.

    10. عباس حسن، النحو الوافی مع ربطه بالأسالیب الرفیعه والحیاه اللغویه المتجدده ، چاپ سوم، دار المعارف بمصر، ج 1، ص 503.

کلمات کلیدی:  N/A
تحقیق در مورد تحقیق مقاله افعال ناقصه, مقاله در مورد تحقیق مقاله افعال ناقصه, تحقیق دانشجویی در مورد تحقیق مقاله افعال ناقصه, مقاله دانشجویی در مورد تحقیق مقاله افعال ناقصه, تحقیق درباره تحقیق مقاله افعال ناقصه, مقاله درباره تحقیق مقاله افعال ناقصه, تحقیقات دانش آموزی در مورد تحقیق مقاله افعال ناقصه, مقالات دانش آموزی در مورد تحقیق مقاله افعال ناقصه

دریافت لینک دانلود به صورت خودکار بلافاصله پس از پرداخت

امکان پرداخت آنلاین از طریق کلیه کارت های عضو شتاب

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول